قال على (علیه السلام):
«لا تُدْخِلَنَّ فى
مَشْوَرَتِكَ بَخیلا یَعْدِلُ بِكَ عَنِ الْفَضْلِ، وَ یَعِدُكَ الْفَقْرَ،
وَ لا جَباناً یُضْعِفُكَ عَنِ الاُْمُورِ، وَ لا حَریصاً یُزَیِّنُ
لَكَ الشَّرَهَ بِالْجَوْرِ»
«با افراد بخیل مشورت
مكن كه تو را از خدمت به خلق خدا بازمى دارند و از تهیدستى مى ترسانند،
و با افراد ترسو مشورت مكن كه اراده تو را براى انجام كارهاى مهمّ تضعیف
مى كنند، و اشخاص حریص را مشاور خود قرار مده كه حرص را با ستمگرى در نظر تو
زینت مى بخشند»(1).
شرح و تفسیر
مشورت از دستورات مهمّ اسلامى است و انعكاس
وسیعى در قرآن مجید و روایات اسلامى دارد، به گونه اى كه یكى از
سوره هاى قرآن مجید به این مضمون نامگذارى شده است. مشورت با افراد واجد
شرایط به پیشرفت برنامه هاى صحیح و سازنده انسان كمك شایانى مى كند و
آثار و فواید زیادى به همراه دارد.امّا به همان اندازه كه مشورت با افراد ارزنده،
به پیشرفت برنامه هاى صحیح كمك مى كند، مشورت با افرادى كه نقاط ضعف
روشنى دارند، زیان بخش است و نتیجه معكوس دارد، به همین دلیل امام
امیرمؤمنان (علیه السلام)مؤكّداً توصیه
مى كند كه از انتخاب سه دسته به عنوان مشاور، مخصوصاً در امور مهمّ اجتماعى،
خوددارى شود: بخیلان، ترسوها، حریص ها; یكى دست انسان را مى گیرد تا
انسان از مواهب خدا داد بذل و بخشش نكند، دیگرى اراده او را سست مى كند تا
سراغ كارهاى مهمّ نرود و سومى انسان را براى حرص و ولع بیش تر تشویق به تجاوز
به حقوق دیگران مى نماید(1).
قال على (علیه السلام):
«اَیُّهَا النّاسُ لا
تَسْتَوْحِشُوا فى طَریقِ الْهُدى لِقِلَّةِ اَهْلِهِ»;
«اى مردم! در طریق هدایت
از كمى طرفداران آن وحشت نكنید»(1).
شرح و تفسیر
یكى از آفت هاى عقل انسان، تسلیم شدن
در برابر اكثریّت كمّى جامعه است، كه از آن در آیات قرآن و روایات معصومان (علیهم السلام) نهى شده; بلكه در برخى از این آیات، به مدح
اقلیّت و مذمّت اكثریّت پرداخته شده است; مثلا در آیه شریفه 116 سوره انعام
مى خوانیم: (وَ اِنْ
تُطِعْ اَكْثَرَ مَنْ فِى الاَْرْضِ یُضِلُّوكَ عَنْ سَبیلِ اللهِ); «اگر از بیش تر كسانى كه
در روى زمین هستند اطاعت كنى، تو را از راه خدا گمراه مى كنند» علاوه بر این،
در بیش از ده آیه اكثریت به جهالت، و در 5 آیه به ناسپاسى، و در 4 آیه به فقدان
ایمان، توصیف شده است.
حال با توجّه به آنچه از آیات و روایات
استفاده مى شود، كه اكثریّت مذمّت شده، و از سوى دیگر در دنیاى امروز همه جا
سخن از اكثریّت ها است، و امروزه بسیارى از مسایل سرنوشت ساز بشر، بر
محور رأى اكثریّت دور مى زند، معیار چیست؟پاسخ این است كه جوامع بشرى متفاوت
است، اگر در جامعه اى صالحان متولیّان امور آن باشند، بدون شك تبعیّت از
اكثریّت تقوى و صلاح است، ولى اگر هواپرستان متولیان امور جامعه اى بودند،
هیچ گاه اسلام تبعیّت از اكثریّت هواپرست را سفارش و توصیه نمى كند;
زیرا با منطق و عقل سازگار نیست.به تعبیر دیگر اسلام تابع اكثریّت كیفى است، نه
اكثریّت كمّى! به همین جهت خداوند متعال در آیه شریفه هفتم سوره هود و دوم سوره
ملك مى فرماید: (لِیَبْلُوَكُمْ
اَیُّكُمْ اَحْسَنُ عَمَلا) و نفرمود:
«اَكْثَرُ عَمَلا» چون اكثریّت كیفى مهمّ است، نه اكثریّت كمّى! ولى توجّه این
نكته مهمّ است كه مسأله اكثریّت در دنیاى امروز، راه چاره بیچارگى است! زیرا
معیارى براى اكثریّت كیفى در جوامع غیر دینى وجود ندارد و همه مدعى هستند كه
بهترین هستند. بنابراین براى حفظ نظام جامعه ناچارند طبق نظر اكثریّت عمل كنند; هر
چند به مقتضاى آن، یك عالم دانشمند و مدیر و مدبّر یك رأى، و یك فرد بى سواد
ناآگاه هم یك رأى داشته باشد! بنابراین آیات مزبور و مانند آن ناظر به یك جامعه
سالم و صالح نیست.
پیام
این حدیث
ما نباید در زندگى اخلاقى خویش تابع
اكثریّت ها باشیم، هر چند مجبوریم در زندگى سیاسى تابع باشیم. بنابراین اگر
اكثریّت مردم روى زمین مال حرام مى خورند و پرهیز نمى كنند، ما نباید به
رنگ جماعت اكثریّت درآییم. اگر اكثریّت مردم به هنگام به خطر افتادن منافع خویش
دروغ مى گویند، ما نباید از صف راستگویان، به بهانه در اقلیّت بودن آن ها،
خارج شویم و از كمى تعداد و نفرات صادقین بترسیم و در صف دروغگویان
درآییم. انسان مؤمن در مسایل اخلاقى باید مستقل باشد، یعنى اگر تمام مردم روى زمین
(فرضاً) آلوده شراب شدند او نباید از تنهاییش در این مسیر به خود هراس راه دهد و
از منطق رسواى «خواهى نشوى رسوا همرنگ جماعت شو!» پیروى كند. یا بگوید: «چه كسى
راست مى گوید كه ما راست بگوییم؟» و مانند این ها; زیرا بدون شك فرداى
قیامت این بهانه ها پذیرفته نیست. زمانى انسان صالح مى شود و در مسیر
سلوك الى الله قرار مى گیرد، كه نگاه نكند دیگران چه مى گویند، بلكه
بنگرد خداوند چه مى گوید.
پروردگارا ما را همواره در طریق حق بدار، و
وحشت تنهایى در راه حق را از ما زایل كن.
قال على (علیه السلام):
«اَلصّیامُ اجْتِنابُ
الَْمحارِمِ، كَما یَمْتَنِعُ الرَّجُلُ مِنَ الطَّعامِ وَ الشَّرابِ»;
«روزه پرهیز از گناهان
است، همان گونه كه خوددارى كردن از خوردن و آشامیدن مى باشد»(1).
شرح و تفسیر
همان طور كه انسان داراى روح و جسم است،
تمام عباداتى كه انجام مى دهد نیز داراى جسم و روح است; جسم عبادت همان ظاهر
آن است كه همه كس آن را درك مى كند و روح عبادت، فلسفه وجودى آن و مصالحى كه
در درون آن نهفته، مى باشد.به عنوان مثال نماز جماعت جسمى دارد و روحى;
بسیارى هستند كه جسم و شكل ظاهرى این عبادت بزرگ را خوب انجام مى دهند، مانند
نمازهاى جماعت میلیونى مكّه و مدینه در ایّام برگزارى مراسم پرشكوه حجّ، امّا
متأسّفانه روح نماز حاكم نیست. روح نماز جلوگیرى از فساد و فحشا است; ولى در
شهرهاى عربستان، گذشته از مكّه و مدینه، فساد غوغا مى كند. روح نماز جماعت
وحدت و یكدلى است، امّا متأسّفانه این همه مسلمان یكپارچه و متّحد نیستند!
برچسب ها: حقیقت روزه، روزه، حدیث امام علی (ع)،
روزنامه کیهان در ستون گفت و شنود خود، نسبت به اقدامات اخیر مشایی واکنش نشان داد.
روزنامه کیهان در گفت و شنود خود آورده است:
گفت: روزنامه ها و سایت های حامی فتنه 88 که با حمایت از موسوی و کروبی و خاتمی، به طور آشکار نقش ستاد رسانه ای آمریکا و اسرائیل و انگلیس را برعهده گرفته بودند، حالا زبان به ملامت اصولگرایان گشوده اند که «حالا دیدیدمشایی چه کاره است»؟!
گفتم: اصولگرایان که از اول می دانستند او چه کاره است و شدیداً به وی اعتراض داشتند ولی همین رسانه ها در حالی که از اقدامات ضد آمریکایی دولت به شدت عصبانی بودند، از مشایی و باندش با همه توان حمایت می کردند.
گفت: خودشان را به فراموشی زده اند، یکی از حامیان فتنه در مقاله ای به آقای مصباح حمله کرده که چرا از دولت حمایت کرده ای؟
گفتم: آقای مصباح از کارهای خوب دولت حمایت کرده و به اشکالات آن، از جمله حضور باند مشایی نیز همیشه اعتراض داشته است ولی همین روزنامه ها و رسانه ها همصدا با نتانیاهو و شیمون پرز و اوباما و ملک عبدالله و بهایی ها و منافقین و... از سران فتنه حمایت می کردند و در مقابل جنایات آنها هم لام تا کام حرف نمی زدند!
گفت: یکی دیگر از حامیان فتنه، از اصولگرایانی که به باند مشایی اعتراض دارند با عنوان «توابین» یاد کرده است!
گفتم: «توابین» به حمایت از امام حسین(ع) با شمر و عمرسعد و ابن زیاد جنگیدند نه اینکه مانند حامیان فتنه به اردوگاه یزید بپیوندند.
گفت: چه عرض کنم؟! حامیان سینه چاک فتنه وقتی هم که می خواهند از آموزه های اسلامی مثال بیاورند، بد جوری به جدول می زنند!
گفتم: یارو از حج آمده بود پرسیدند از رمی جمره چه خبر؟! گفت خیلی سنگ به سر و کله ام خورد اما بالاخره بوسیدمش!!
منبع: کیهان
برچسب ها: مشایی، جریان انحرافی، کیهان، گفت وشنود،
«بسم الله الرحمن الرحیم»
« وَنُریدُ انْ نَمُنَّ عَلىَ الّذینَ استُضعِفوا فِى الأرضِ وَ نَجعَلهُم أئمَة وَ نَجعلَهُمُ الوارِثینَ »
اراده ما بر این قرا رگرفته است که به مستضعفین نعمت بخشیم و آنها را پیشوایان وارثین روی زمین قرار دهیم.
ادامه مطلب
برچسب ها: وعده الهی،
قال على (علیه السلام):
«كُلُّ اَمْر ذى بال لَمْ یُذْكَرْ فیهِ اسْمُ اللهِ فَهُوَ اَبْتَرُ»;
«هر كار داراى اهمیّتى كه بدون یاد خدا آغاز گردد، به سرانجام نمى رسد»(1).
شرح و تفسیر
یاد خداوند در تمام اعمال و گفتار انسان مؤثّر است و غفلت از آن نتیجه منفى دارد. بر این اساس در این روایت شریف توصیه به ذكر نام الله در هر كارى شده است و روشن است كه منظور از بردن نام خدا و آغاز هر كارى به نام او، فقط گفتن بسم الله نیست، بلكه هدف این است كه خداوند در تمام اعمال ما حضور داشته باشد، بدین جهت در این روایت، بر خلاف روایات مشابه، به جاى «لَمْ یُبْدَأْ»(2) جمله «لَمْ یُذْكَرْ» آمده است. كه نه تنها در شروع كار، بلكه در ادامه كار هم ذكر الله لازم است.
چگونه خدا را یاد كنیم؟
«ذكر الله» و به یاد خالق و آفریدگار جهان هستى بودن انواعى دارد، برترین آن این است كه انسان بداند او وجودى است وابسته، كه بدون
1. بحار الانوار، جلد 73، صفحه 305 و جلد 89، صفحه 242.
2. جامع الصغیر، جلد 2، صفحه 277، حدیث 6284.
تكیه بر خداوند، حتّى براى یك لحظه، نمى تواند به زندگى خود ادامه دهد. وابستگى ما انسان ها، بلكه تمام موجودات جهان هستى به خداوند متعال، مانند وابستگى نور چراغ ها به منبع انرژى است كه در ابتدا و ادامه نیاز به آن منبع دارد. اگر انسان به این مرحله از یاد خدا برسد و از آن غفلت نكند، بدون شك متحوّل و دگرگون مى گردد و دیگر به هیچ كس جز خدا تكیه نمى كند و امكان ندارد كه آلوده به گناه شود; زیرا چنین انسانى همواره خویش را در محضر خدا مى بیند و تمام نعمت ها و در یك جمله هستى اش را از ناحیه او مى داند و روشن است كه چنین انسانى هرگز گرفتار معصیت نمى شود. گناهان در لحظه هایى رخ مى دهد كه انسان از خدا غافل مى شود. انسانى كه دائماً به یاد اوست گناه نخواهد كرد
بسم رب المهدی
آقای ما!
در عبور از گذر
لحظه ها، در تپش مدام زمین و نگاه زهرآلود زمان، دستهای ما تو را می طلبد یا مولا!
مهر در سراشیب جاده ی عمل زیر چرخهای سنگین ستم له میشود در نبودت! تو ما را رها نخواهی
کرد و ما هر روز و هر ساعت و حتی هر ثانیه در آرزوی زیارت رخ چون خورشیدت، دست بر آسمان
داریم و در محمل نیاز، از پروردگار بلند مرتبه، ظهور پرشکوه تو را تمنّا می کنیم!
آقای ما!
بیا که احساس نیازمند
توست! پرنده ها در سلام صبحگاه خود تو را می خوانند و گلها به امید نوازشت رخ می نمایانند!
بیا که دستهای نا توان ما در آرزوی یاوری تو مولا، شب و روز از گونه هامان قطرات شبنم
را بر می چیند و لطافت باران را به جاده های عشق می پاشد، بلکه گلستانی بسازد از گلهای
ناز و اطلسی که فرش راهت باشد و خاک قدمت! بیا که زمین تشنه ی محبت و سلام توست و زمان
در نقطه ی انتظار ایستاده است
در جشن با شکوه
روزی که آغاز می شود و در تمامی روزهایی که شیرینی نام تو بر لبانم می نشیند من عهد
دیرینه ی خویش را با تو تازه می کنم و دست بیعتم را در زلال دستانت معطر می سازم تا
شعر سپید این عشق در صحن دلم تکرار شود
طراوت جاری این
عهد و بیعت هرگز از باغ خاطرم بیرون نمی رود و پیوسته شال سبز محبتت را بر گردن می
نهم تا نوازشگر شانه های لرزانم باشد.
خالق مهربان من
تا به کی چشم انتظاری.نیمه شعبان مبارک
برچسب ها: نیمه شعبان، میلاد امام زمان، میلاد امام زمان(عج)، تولد حضرت مهدی، ناله فراق، ادبیات انتظار، ویژه میلاد حضرت مهدی،




