پرسش 2: اگر نرم افزاری به دست مان برسد و قفلی نداشته باشد که نتوان از روی آن کپی کرد و هیچ جایش هم نوشته نشده باشدکه"تکثیر غیرمجاز است"آیا می توان از آن کپی گرفت؟ پاسخ: در فرض سؤال که نرم افزار قفل ندارد و تکثیر آن نیز منع نشده است، کپی گرفتن از آن اشکال ندارد(1) پی نوشت: 1. سؤال
تلفنی(7746666-0251) از دفتر آیت الله خامنه ای.
ادامه مطلب

از امکانات دیگر این نرم افزار پخش آنلاین حرمهای مطهر ائمه اطهار(ع) حتی با اینترنتهای خانگی می باشد.
همچنین برای این نرم افزار مسابقه ای به همراه هدایا و جوایزی در نظر گرفته شده است.
توضیحات :
1 ) این نرم افزار نیازی به نصب ندارد .
2 ) برای راحتی دانلود و همچنین سرعت بهتر اجرای نرم افزار ، فایل صوتی زیبای «کجا رفتی...» با صدای «محمد اصفهانی» ، جدا از نرم افزار قرار گرفته است.
3 ) در صورتیکه تمایل دارید از صوت این نرم افزار استفاده ببرید، پس از دریافت فایل صوتی ، آن را در محلی که نرم افزار را کپی کرده اید قرار دهید.
http://karballa.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=2664:1390-09-05-09-54-46&catid=148:-----&Itemid=410
مردی
صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و
راهی خانه خدا شد در راه به مسجد، مرد زمین خورد لباسهایش کثیف شد. او بلند شد،و خودش. را پاک کرد و
به خانه برگشت.
مرد
لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و
در
همان نقطه مجدداً زمین خورد!او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر
لباسهایشرا عوض کرد و راهی خانه خدا شد.
در
راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید.
مرد
پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین
افتادید))،
از
این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم.
مرد
اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد
ادامه
می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست
در
خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند.مرد دوم از
رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را
می شنود.مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد
شود و نماز بخواند.مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا
خورد.
شیطان
در ادامه توضیح می دهد:
من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم
که باعث زمین خوردن شما شدم.وقتی شما به خانه رفتید،
خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید،خدا
همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما
شدمو حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه
مسجد برگشتید.به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را
بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگرباعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا
گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید.بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.
پیام.داستان:
کار
خیری را که قصد دارید انجام دهید به تعویق نیاندازید. زیرا هرگز نمی دانید
چقدر
اجر و پاداش ممکن است ازمواجه با سختی های در حین تلاش به انجام کار
خیر
دریافت
کنید. پارسائی شما می تواند خانواده و قوم تان را بطور کلی نجات
بخشد.
این
کار را انجام دهید و پیروزی خدا را ببینید.
اگر
ارسال این پیام شما را به زحمت می اندازد یا وقتتان را زیاد می گیرد،
پس
آن کار را نکنید. اما پاداش آن را که زیاد است نخواهید گرفت. آیا
آسان نیست
که
فقط کلید “ارسال” را فشار دهید و این پاداش را دریافت کنید؟
ستایش خدایی را است بلند مرتبه
«داستان ازآقای جی اس ام بتا در انجمن فرهیختگان ایران»
برچسب ها: داستان کوتاه، داستان نماز، داستان شیطان،




