مرآت ، آیینه فرهنگ اسلامی
امام علی(ع): مومن آیینه مومن دیگر است.

 

قال على (علیه السلام):

«اَللهُ قَدْ اَعْطانى مِنَ الْعَقْلِ ما لَوْ قُسِّمَ عَلى جَمیعِ حُمَقاءِ الدُّنْیا وَ مَجانینِها لَصارُوا بِه عُقَلاءَ، وَ مِنَ الْقُوَّةِ ما لَوْ قُسِّمَ عَلى جَمیعِ ضُعَفاءِ الدُّنْیا لَصارُوا بِه اَقْوِیاءَ، وَ مِنَ الشُّجاعَةِ ما لَوْ قُسِّمَ عَلى جَمیع جُبَناءِ الدُّنْیا لَصارُوا بِه شَجْعاناً»;                                     

  «خداوند به من آن قدر عقل داده كه اگر بین تمام بى عقل هاى دنیا تقسیم كنند، همه آن ها عاقل مى شوند; و آن قدر به من نیرو و توان داده كه اگر بین تمام ضعیفان دنیا تقسیم كنند، همه آن ها توانمند مى گردند; و آن قدر به من شجاعت داده كه اگر بین تمام ترسوهاى دنیا تقسیم كنند، همه آن ها شجاع مى شوند!»(1).

شرح و تفسیر

هنگامى كه دشمنان اسلام در ماجراى «لیلة المبیت»(2) به خانه پیامبر (صلى الله علیه وآله) هجوم بردند و حضرت على (علیه السلام) را در رختخواب پیامبر (صلى الله علیه وآله)یافتند، عدّه اى گفتند: «على را بكشیم!» ابوجهل با لحن گستاخانه اى گفت: «این جوان بیچاره را رها كنید، محمّد او را فریب داده است!» على (علیه السلام) در پاسخ ابوجهل جملات مهمّ بالا را بیان فرمود، تا آن ها بدانند با چه كسى رو به رو هستند و آنچه مى گویند سراسر اشتباه است.

با توجّه به این كه حضرت على (علیه السلام) خودستایى نمى كند و اهل گزافه و مبالغه گویى هم نمى باشد، مى فهمیم كه وجود او مجموعه اى از عقل و علم و شجاعت است، به اندازه یك جهان; یعنى خداوند یك دنیا را در یك انسان جمع كرده است.

مطلب دیگر این كه على (علیه السلام) در سخت ترین لحظات پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله)را تنها نگذاشت. صحنه هاى خطرناك در طول عمر پر بركت پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله) كم نبوده است، ولى در سه مورد خطر به اوج خود رسید و على در تمام این سه مورد نقش حیاتى داشت. 1ـ لیلة المبیت. 2ـ جنگ اُحد. 3ـ جنگ خندق.پس از پایان یافتن جنگ اُحد، وقتى على با بدنى مجروح و خون آلود خدمت پیامبر (صلى الله علیه وآله) رسید، عرض كرد: «هنگامى كه گرما گرم دفاع از شما بودم و همانند پروانه اى بر گرد شمع وجودتان مى چرخیدم، ضربات فراوانى بر من وارد شد. كه شانزده ضربه آن سنگین بود، به گونه اى كه چهار بار نقش بر زمین شدم، هر بار كه زمین مى خوردم شخص والایى مى آمد و زیر بغلم را مى گرفت و مرا بلند مى كرد و مى گفت: از پیامبر (صلى الله علیه وآله)دفاع كن! یا رسول الله این شخص كه بود؟».پیامبر (صلى الله علیه وآله) فرمود: بشارت باد بر تو! آن شخص جبرییل امین، امین وحى خداوند بود!».در جنگ خندق، كه داستان مبارزه على (علیه السلام) و عمر بن عبدود بسیار مشهور است، پیامبر (صلى الله علیه وآله) ارزش مبارزه آن حضرت را در آن روز از عبادت تمام جن و انس بالاتر و والاتر مى شمرد، چرا كه هیچ كس آمادگى مقابله با «عمرو بن عبدود» را نداشت و او بود كه با شكست «عمرو»، یعنى بزرگ ترین قهرمان دشمن، لرزه بر اندام آن ها انداخت. آرى على (علیه السلام)در سخت ترین لحظات پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله) را ترك نكرد و یار و یاور او بود.ما به این على (علیه السلام)، كه امام اوّل ما شیعیان است، افتخار مى كنیم. امّا آیا فقط افتخار، به فضایل آن حضرت كافى است، و هیچ وظیفه اى در قبال آن نداریم؟ حقیقت این است كه فضایل آن حضرت براى ما ایجاد مسؤولیّت مى كند و ما باید از صفات والاى او بهره بگیریم و لااقل پرتوى از آن را در وجود خویش پیاده كنیم.




نوشته شده در تاریخ جمعه 6 آبان 1390 توسط بنده ی خدا

قال على (علیه السلام):

«وَ لْیَكُنِ الْبَیعُ بَیْعاً سَمْحاً بِمَوازینِ عَدْل وَ اَسْعار لا تُجْحِفُ بِالْفَریقَیْنِ مِنَ الْبایِعِ وَ الْمُبْتاعِ فَمَنْ قارَفَ حُكْرَةً بَعْدَ نَهْیِكَ اِیّاهُ فَنَكِّلْ بِه وَ عاقِبْهُ فى غَیْرِ اِسْراف»

«باید معاملات با شرایط آسان صورت گیرد; با موازین عدل و نرخ هایى كه نه به فروشنده زیان برساند و نه به خریدار! و هرگاه كسى پس از نهى تو از احتكار، به چنین كارى دست بزند، او را كیفر كن! و در مجازاتش بكوش، ولى زیاده روى نكن»

شرح و تفسیر

سه مشكل مهمّ جامعه ما را تهدید مى كند:

1ـ تهاجم فرهنگى دشمن، كه بى رحمانه عقاید و آداب و رسوم ملّت مسلمان را هدف قرار داده است.

2ـ ایجاد اختلاف و رخنه در صفوف یكپارچه و متّحد مسلمانان، كه از ابزارهاى كهنه دشمنان است.

3ـ تورّم و گرانى بى حساب، كه با سوء مدیریّت خودى ها، یا كارهاى حساب شده دشمن پدید مى آید.

در مورد مشكل سوم، كه موضوع روایت فوق نیز مى باشد، توجّه به نكاتى لازم است.

الف) تورّم و گرانى در حدّ معقول و شناخته شده قابل تحمّل و تحلیل اقتصادى است. امّا نرخ هاى ساعتى و قیمت هاى ناپایدار، كه هر لحظه در حال تغییر است، نوعى هرج و مرج و غارت اقتصادى است. و این جاست كه حكّام شرع باید در مقابل این مسأله بایستند و با عوامل آن برخورد مناسب كنند.

ب) از نظر شرع دست قانون گذاران بسته نیست; زیرا این كه گفته مى شود قیمت كالا حدّ معیّنى ندارد، بلكه تابع توافق خریدار و فروشنده است، مربوط به شرایط عادى اقتصادى است; ولى حكومت اسلامى مى تواند در شرایط غیرعادى نرخ كالاها را مشخّص كند و گرنه بعضى از مردم دیگران را همانند گرگ مى خورند. بنابراین طبق عناوین ثانویّه و در شرایط ویژه اقتصادى، مى توان نرخ كالاها را مشخّص كرد و متخلّفین را مجازات نمود. بلكه از حدیث فوق استفاده مى شود كه نظارت حكومت به عنوان اوّلى لازم است و وجود انواع تعزیرات، كه روى حساب و كتاب باشد، لازم و ضرورى است.

ج) همه مردم باید در چنین زمان هاى حسّاس همكارى نمایند و با خوددارى از خرید كالاهاى گران، عملا با گران فروشان مبارزه كنند.

د) آخرین نكته این كه حكومت اسلامى باید لااقل در زمانى كه گران فروشى مردم را تحت فشار قرار داده، نرخ هاى خود را جابجا نكند.

با رعایت نكات چهارگانه بالا مى توان گرانفروشى را كنترل كرد، تا اسلام و انقلاب را تهدید نكند.

 

 




برچسب ها: معامله، احکام خرید و فروش، اسلام و تجارت،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 شهریور 1390 توسط بنده ی خدا

قالب وبلاگ