مرآت ، آیینه فرهنگ اسلامی
امام علی(ع): مومن آیینه مومن دیگر است.

امام محمدباقر(علیه السلام) فرمود:

ثَلاثُ قاصِماتُ الظَّهْرِ: رَجُلٌ إسْتَكْثَرَ عَمَلَهُ وَنَسِىَ ذنُوبَهُ وأَعَجَبَ بِرَأیِهِ

ترجمه

سه چیز پشت آدمى را مى شكند: كسى كه عمل نیك خود را بزرگ بشمرد و كسى كه گناهان خویش را فراموش كند و آن كس كه استبداد رأى داشته باشد.

شرح كوتاه

   كسانى كه اعمال خود را بزرگ مى شمرند، مسلّماً به همان قانع مى شوند و همین طرز فكر سدى در برابر تكامل و پیشرفت آنها ایجاد مى كند.

   و آنها كه گناه خویش را فراموش كنند، به جاى جبران آنها هر روز آلوده گناه تازه اى مى شوند و یكباره سقوط خواهند كرد.

   و آنها كه تنها به فكر خود تكیه مى كنند، از پشتوانه افكار عمومى و عقول دانش هاى فراوان دیگران محروم مى مانند، لغزش ها پشت سر هم دامن آنها را مى گیرد و بالاخره پشت آنها در زیر بار انبوه مشكلات خواهد شكست.

 




نوشته شده در تاریخ شنبه 2 مهر 1390 توسط بنده ی خدا

قال على (علیه السلام):

«اَلْمَوَدَّةُ اَشْبَكُ الاَْنْسابِ وَ الْعِلْمُ اَشْرَفُ الاَْحْسابِ»;

«محبّت و دوستى محكم ترین پیوند نسبى، و علم و دانش شریف ترین حسب محسوب مى شود»(1).

شرح و تفسیر

در میان عرب معروف است كه وقتى مى خواهند شخصیّت كسى را بیان كنند «نَسَب» و «حَسَب» او را بیان مى دارند. منظور از «نسب» این است كه او فرزند چه كسى و از كدام قبیله مى باشد؟

و امّا «حسب» در لغت به معناى «مفاخر» است، منتهى گاه شخص مفاخر پدرانش را بیان مى كند و گاه دیگر مفاخر خودش را; مثلا «كرم» براى شخص «كریم» حسب و شرف محسوب مى شود، هر چند پدرانش كریم نبوده باشند.

حضرت على (علیه السلام)در روایت فوق ترسیمى روشن از حسب و نسب ارائه مى كند و مى فرماید: «مهم ترین و محكم ترین پیوندهاى نسبى، مودّت و محبّت نسبى است». از كسى پرسیدند كه دوست خوب مى خواهى یا برادر؟ پاسخ داد: برادرى مى خواهم كه دوست خوبى براى من باشد. این مطلب همان چیزى است كه در روایت فوق بدان اشاره شده است.

محبّت واقعاً معجزه مى كند، محبّت سخت ترین دشمنان را ممكن است رام كند و این، وسیله مهمّى براى پیشرفت در دنیا و آخرت و سرمایه مهمّى براى تبلیغ و عرضه آیین اسلام به تمام جهانیان است.

حضرت در ادامه حدیث مى فرماید: «بهترین چیزى كه مى توان به آن افتخار كرد علم و دانش است» با توجّه به این كه «علم» در این روایت به صورت مطلق ذكر شده، شامل هر نوع علمى، غیر از علوم محرّمه و مكروهه، مى شود.

نتیجه این كه دو چیز عامل موفّقیت است: «علم» و «محبّت».

 




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 شهریور 1390 توسط بنده ی خدا

 

قال على (علیه السلام):

«اَلا وَ اِنَّ لِكُلِّ مَأْمُوم اِماماً، یَقْتَدى بِه وَ یَسْتَضىءُ بِنُورِ عِلْمِه»;

«آگاه باشید! هر مأمومى امام و پیشوایى دارد كه باید به او اقتدا كند و از نور دانشش بهره گیرد»(1).

شرح و تفسیر

الگوگیرى در طبیعت هر انسانى وجود دارد. بدین جهت اگر الگوهاى صحیح و واقعى معرّفى نشوند، مردم از الگوهاى ناسالم پیروى مى كنند. لذا خداوند متعال در آیه 164 سوره آل عمران بر مؤمنین منّت مى گذارد كه پیامبرى از جنس خود آن ها، نه فرشتگان، به سوى آن ها فرستاده است. سرّ این مطلب همان الگو پذیرى است، چون هر جنسى از هم جنس خود مى تواند الگو بگیرد.

روایت فوق نیز اشاره به همین مطلب دارد. در این روایت دو مطلب به چشم مى خورد:

نخست این كه مردم در اعمالشان شباهت به امام خویش داشته باشند.

دیگر این كه در مسایل علمى از نور علم و هدایت او استفاده كنند.

بنابراین هم در عمل و هم در علم، لزوم الگوپذیرى سالم و والا توصیه شده است و اساساً یكى از أسرار این كه مردم همواره باید امامى داشته باشند و زمین هیچ گاه خالى از حجّت الهى نباشد.همین مسأله لزوم الگوگیرى است. و این جاست كه یكى از میدان هاى وسوسه شیطان باز مى شود و الگوهاى نامناسب از سوى شیطان صفتان ارائه مى شود.

با توجّه به لزوم وجود الگوهاى مناسب و میل طبیعى مردم به الگوگیرى و ارائه الگوهاى نامناسب از سوى شیطان صفتان، معرّفى الگوهاى سالم و صحیح و احیاء و ترویج آن ها در جامعه امرى ضرورى است. این نكته روشن است كه معرّفى الگوها و تبلیغ از آن ها در جامعه نیازِ ضرورى جامعه است، نه این كه الگوها نیازى به این معرّفى ها داشته باشند.

 

 

 




برچسب ها: الگو، اسوه، جامعه، هدف زندگی،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 شهریور 1390 توسط بنده ی خدا

قالب وبلاگ