روز اول:
روز جمعه بتاریخ 18/6/1390حدودا ساعت 5:45 صبح از مصلی نماز جمعه اهواز به سمت نجف اشرف حرکت کردیم.در مصلی زوار نماز صبح را به جماعت در مصلی خواندندو سپس سوار اتوبوس ها راهی سرزمین نینوا شدند.تا مرز چزابه حدود 2 ساعت راه بود.به پایانه مرزی چزابه در ایران رسیدیم و یک چیز عجبیب و متفاوت از کشور همسایه عراق ، زیاد از نیروهای مرزی و بازرسی خبری نبود
حدود یک ساعت به انتظار عبور از خاک جمهوری اسلامی ایران شدیم در این مدت زوار مشغول صبحانه خوردن و استراحت بودند که آقای موسوی (مدیر کاروان) زوار کاروان نور زائر را طبق لیستی که آن مانیفست می گفتند صدا زد و ما به ترتیب پس از مهر گذرنامه ها از خاک ایران خارج شدیم بین دو پایانه حدودا 300-400 متر مسافت بود که با مینی بوس های ایرانی تا درب پایانه عراقی رفتیم .آنجا زن و مرد ها برای بازرسی یا به قول خودشان تفتیش جداکردند سپس دوباره طبق لیست اسامی ما را خواندند.از درب پایانه تا سالن انتظار مسافت بود . خب خلاصه حدود 2-3 ساعت معطل شدیم چون گویا ما کاروان آخر بودیم . در عراق ماموران گذرنامه سخت گیری بیشتری نسبتا به ایرانی ها انجام می دادند از همه مسافران عکس گرفتند. پس از مهر گذرنامه ها توسط طرف عراقی سوار اتوبوس ها شدیم . آقای موسوی گفت ساعت هایتان را به وقت عراق تنظیم کنید عراق یک ساعت و نیم از ما کمتر است. از یک جاده بد در میان بیابان ها عبور کردیم به شهر العماره رسیدیم . تا نجف حدود 4-5 ساعت راه بود . در این مسیر از شهرهای العماره مرکز استان میسان،البتیره،الفجر،دیوانیه و ... گذشتیم.در مسیر هر چند کیلومتر یک ایست بازرسی (شوون سیطره)بود سربازان عراقی با چه امکاناتی در مسیر بودند.
«وضع امنیتی عراق»
نیروهای آمریکایی زیاد مشاهده نمیشدند اما من یک ماشین نظامی آمریکایی با امکانات زیاد دیدم.حدودا ساعت 18:30 به دروازه ورودی نجف رسیدیم . در ورودی شهر تابلو بزرگی بود که روی آن نوشته شده بود: «النجف الاشرف عاصمه الثقافیه الاسلامی فی عام 2012 » یعنی نجف اشرف پایتخت فرهنگی جهان اسلام در سال 2012 . متاسفانه شهر نجف یک شهر کثیف بود. سیم های برق مثل تار عنکبوت بر دیوار بودند و زیاد شهر زیبایی نبود امیدوارم در سال 2012 توجه خاص به این شهر مقدس بشود .در راه العماره تا نجف که آن را پیودیم معمولا هر چند صد متر یک بلکه شاید کمتر یک حسینیه یا تکیه (موکب) برای خدمت به زوار حضرت ابا عبدالله الحسین(عیه السلام) که ایام محرم پیاده به سمت کربلا معلی میرفتند بود که شامل محل خواب(دار منام)،دستشویی (مرافق)،نانوایی(خباز)،محل غذا خوری و ... بودند مشاهده می شد.خب سرتون درد نیارم غروب وارد نجف شدیم و ابتدا به هتل محل اقامت مون که هتل صفین نام داشت رفتیم و نماز خواندیم،شام خوردیدیم بعد راهی حرم امیرالمونین مولا علی(علیه السلام) شدیم.نائب الزیاره و دعاگو شما بودیم.
برچسب ها: سفرنامه، سفرنامه کربلا، زائر، سفرنامه عتبات عالیات،




